محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

150

اكسير اعظم ( فارسى )

و بزورى بهتر از شربت آلو و تمر هندى باشد بعد از آن نقوع يا غير آن در ايام مسهل استعمال كنند و در آن سناى مكى نيز داخل نمايند . و هرگاه مسهل در روز هشتم يا دهم يا دوازدهم استعمال كردند پس بعد يك مسهل يا دو مسهل از استعمال منضجات چاره نباشد ليكن منضج بعد استعمال تبريد يك روز عقب مسهل بدهند و در آن هنگام منضج را قوى سازند به‌نحوىكه در آن اصول و مانند آن داخل نمايند . و چون معلوم كنند غلظ و لزوجت و كثرت در خلط و قوت مساعد باشد استعمال تربد و ريوند و غاريقون بد نيست . و هرگاه از مسهلات فارغ شوند و تيزى تب بشكند ليكن هنوز باقى باشد قرص ورد صغير و كبير و قرص زرشك صغير و كبير مانند آن و شربت بزورى بارد و معتدل و حار استعمال بايد كرد و گاهى هنگام قبض شكم شربت دينار نيز استعمال كرده مىشود و ليكن استعمال اقراص با نقوع مناسب يا مطبوخ يا به آب كاسنى مروق يا با چكيدهء تخم كاسنى نمايند و گاهى نقوع و منضجات و مسهلات در آب كاسنى مروق استعمال مىكنند و بعض تدابير مناسبه در علاج شطر الغب خواهد آمد . و بدانند كه نيكوترين تدابير آن است كه بعد هر دو سه روز خصوصاً وقت آغاز نوبت قى فرمايند با رعايت حال مادهء غالب و استعمال مدرات مفيد بود و شيره كاسنى و باديان و خيارين و تخم خربزه با سكنجبين مدرى موافق است . و اگر روز نوبت ترك غذا ممكن نبود در آخر تب حريره يا آش جو يا اندكى پوست گندم توان داد و به قول حكيم ارزانى پارچهء نان خميرى با شربت نبات بهتر از پوست بود . صفت قرص طباشير ملين كه در غب غير خالص بعد تنقيه كه احساس گرمى كنند معمول است طباشير گل سرخ هر يك پنج درم تخم كاهو و مقشر مغز تخم خيار و بادرنگ مغز تخم كدوى شيرين هر يك سه درم رب السوس دو درم ترنجبين خراسانى ده درم قرصها سازند خوراك چار ماشه و نيم . صفت دوايى كه براى غب غير خالص كهنه مجرب است برگ انبه و برگ نى و برگ نيب و گل بابونه و اشنه هر يك سه توله انيسون يك و نيم توله در يك سبوچه جوش كرده قبل از نوبت بخور نمايند و گل بابونه و افسنتين هر واحد يك ماشه در شربت قنطوريون يك توله آميخته بخورانند و بالايش شربت كشوث علوى خان چهار توله در عرق مكوه و شاهتره و كيوره هر يك چهار توله حل كرده بنوشانند غذا شورباى بچهء مرغ بنان خشكار و تا يك هفته استعمال نمايند . اقوال مهره : [ مصنف اقتباس ] مصنف اقتباس مىنويسد كه نخستين ملاحظه فرمايند كه تفاوت از خالصه چه قدر واقع است به حسب اعراض و لوازم چنانچه اگر صفرا بر بلغم غالب بود و بسيار دور از خالصه نباشد بمعالجه غب سه توله روغن گل هفت ماشه و روز نهم شيره به زور بارده در عرق كاسنى و نيلوفر و مكوه برآورده شربت نيلوفر و اسپغول دهند و به همين نمط تا دوازده روز بگذارنند و روز سيزدهم جهت نضج اين مطبوخ دهند برگ شاهتره تخم كاسنى مكوه بنفشه گل سرخ هر يك هفت ماشه سپستان سى عدد تخم كشوث سه ماشه گل نيلوفر پنج ماشه آلوبخارا هفت عدد گلقند چهار توله تا روز پانزدهم و روز شانزدهم در مطبوخ پوست هليلهء زرد هليلهء سياه سناى مكى هر واحد يك توله خيارشنبر هفت توله شربت ورد مكرر اهليلجى چهار توله ترنجبين هفت توله روغن گل هفت ماشه اضافه نموده بنوشانند و غذا وقت شام شله با شورباى بچهء بز دهند و روز هفدهم قرص گل سه ماشه مروق كاسنى و مكوه هر يك هفت توله شربت بزورى بارد چهار توله تخم شربتى هفت ماشه بدهند و بر همين نهج تا انقضاى تب ثابت مانند . [ علوى خان ] علوى خان در عشرهء كامله نوشته‌اند كه طريق تدابير فى الجمله آن است كه ببينند اگر بول غليظ و سخت رنگين باشد و علامات امتلاى خون ظاهر بود فصد كنند به اعتدال بعد ظهور آثار نضج و در غير روز نوبت و بحران قوى بعد از فصد به غذا و شربتهاى جالى و مائل بگرمى نضج خلط دهند مثل كشكاب كه اندر آن نخود اندك باديان و يا صعتر و اشباه آن پخته باشند و آش حليم جو كه در آن نخود و اندك شبت و زيره و گشنيز و چوجهء مرغ پخته باشند و مانند سكنجبين بزورى و اصولى و نعناع شرف و اشباه اينها و بعد از نضج تام بتلئين ملايم دفع خلط فاسد باقى كنند . و اگر بلغم بر صفرا غالب باشد پس بمعالجهء تب بلغمى نائبه پردازند و سرديها و ترشىها ندهند و ملول نشوند كه مدتى دراز مىدارد و دفع آن به زودى نكوشند بلكه در نضج مواد و تعديل مزاج و تقليل خلط فاسد برفق بعد از نضج و مراعات قوت بواجبى متوجه باشند . و بالجمله احوط آن است كه روز نوبت قبل از آمدن آن سكنجبين عسلى و يا عنصلى چهار توله در آب سرمق نيم آثار و نمك طعام يك توله آميخته بدهند و قى كنانند و دو سه مرتبه تكرار نمايند تا تنقيه بقى خوب حاصل شود پس جهت تقويت و تسكين گلقند و سكنجبين ليمونى هر يك دو توله آميخته بليسانند و بالايش گلقند عسلى چهار توله در گلاب و عرق مكوه و باديان هر يك نيم پاو جوش كنند كه به نيمه آيد صاف نموده نيم‌گرم بنوشانند و غذا نخوداب چوجهء مرغ دهند و يا نان بشورباى مرغ يا نان تنگ دهند و بعد از ده دوازده دوره جهت حصول نضج اين مطبوخ دهند پوست بيخ كاسنى و باديان برگ شاهتره بادرنجبويه مكوه گل سرخ هر يك هفت ماشه افسنتين انيسون